دسته: مولانا
-
۶۰۸. ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد
شماره 608 ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد سیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشد آب حیوان ایمان خاک سیهی کفران بر آتش تو هر دو ماننده خس باشد جان را صفت ایمان شد وین جان به نفس جان شد دل غرقه عمان شد چه جای نفس باشد شب…
-
۶۰۷. ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد
شماره 607 ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد بی سر شو و بیسامان یعنی بنمی ارزد چون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدی برخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد در عشق چنان چوگان میباش به سر گردان چون گوی در این میدان یعنی بنمی ارزد بی پا…
-
۶۰۶. با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
شماره 606 با تلخی معزولی میری بنمی ارزد یک روز همیخندد صد سال همیلرزد خربندگی و آنگه از بهر خر مرده بهر گل پژمرده با خار همیسازد زنهار نخندی تو تا اوت نخنداند زیرا که همه خنده زین خنده همیخیزد ای روی ترش بنگر آن را که ترش کردت تا او شکری…