دسته: مولانا
-
۲۲۳. کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا
شماره 223 کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا درافکند دم او در هزار سر سودا بگفتهام که نگویم ولیک خواهم گفت من از کجا و وفاهای عهدها ز کجا اگر زمین به سراسر بروید از توبه به یک دم آن همه را عشق بدرود چو گیا از آنک توبه چو…
-
۲۲۲. رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
شماره 222 رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا بدان که صحبت جان را همیکند همرنگ ز صحبت فلک آمد ستاره خوش سیما نه تن به صحبت جان خوبروی و خوش فعلست چه میشود تن مسکین چو شد ز جان عذرا چو دست متصل…
-
۲۲۱. مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا
شماره 221 مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را چه دیگ پختهای از بهر من عزیزا دوش خدای داند تا چیست عشق را سودا چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست کجا روند همان جا که گفتهای که بیا…