دسته: مولانا
-
۲۵۰. هین که منم بر در در برگشا
شماره 250 هین که منم بر در در برگشا بستن در نیست نشان رضا در دل هر ذره تو را درگهیست تا نگشایی بود آن در خفا فالق اصباحی و رب الفلق باز کنی صد در و گویی درآ نی که منم بر در بلک توی راه بده در بگشا خویش…
-
۲۴۹. دل بر ما شدست دلبر ما
شماره 249 دل بر ما شدست دلبر ما گل ما بیحدست و شکر ما ما همیشه میان گلشکریم زان دل ما قویست در بر ما زهره دارد حوادث طبعی که بگردد بگرد لشکر ما ما به پر میپریم سوی فلک زانک عرشیست اصل جوهر ما ساکنان فلک بخور کنند از…
-
۲۴۸. گوش من منتظر پیام تو را
شماره 248 گوش من منتظر پیام تو را جان به جان جسته یک سلام تو را در دلم خون شوق میجوشد منتظر بوی جوش جام تو را ای ز شیرینی و دلاویزی دانه حاجت نبوده دام تو را کرده شاهان نثار تاج و کمر مر قبای کمین غلام تو را …