دسته: مولانا
-
۳۸۶. چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات
شماره 386 چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات چون نبینی بیجهت را نور او بین در جهات حوریان بین نوریان بین زیر این ازرق تتق مسلمات مؤمنات قانتات تائبات هر یکی با نازباز و هر یکی عاشق نواز هر یکی شمع طراز و هر یکی صبح نجات هر یکی…
-
۳۸۵. لقهای خوب تو پیشت دود بعد از وفات
شماره 385 خلقهای خوب تو پیشت دود بعد از وفات همچو خاتونان مه رو میخرامند این صفات آن یکی دست تو گیرد وان دگر پرسش کند وان دگر از لعل و شکر پیش بازآرد زکات چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده مسلمات مؤمنات قانتات تائبات بی عدد پیش جنازه…
-
۳۸۴. عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
شماره 384 عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست عشق آن دلدار ما را ذوق و جانی دیگرست سینههای روشنان بس غیبها دانند لیک سینه عشاق او را غیب دانی دیگرست بس زبان حکمت اندر شوق سرش گوش شد زانک مر اسرار او را ترجمانی دیگرست یک زمین نقره بین…