دسته: مولانا
-
۳۹۲. گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست
شماره 392 گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست گر نه لطف او بود پس عیش را بنیاد چیست گر خرابات ازل از تاب رویش پر نگشت پس هزاران صومعه در محو جان آباد چیست جان ما با عشق او گر نی ز یک جا رستهاند جان بااقبال ما با…
-
۳۹۱. مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
شماره 391 مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست وان حیات باصفای باوفا مست آمدست گر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمش کو بدین شیوه بر ما بارها مست آمدست آب ما را گر بریزد ور سبو را بشکند ای برادر دم مزن کاین دم سقا مست آمدست میفریبم…
-
۳۹۰. ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست
شماره 390 ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست میر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مست باغبانا رعد مطرب ابر ساقی گشت و شد باغ مست و راغ مست و غنچه مست و خار مست آسمانا چند گردی گردش عنصر ببین آب مست و باد مست و خاک…