دسته: مولانا
-
۳۹۵. عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست
شماره 395 عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست هر چه گفت و گوی خلق آن ره ره عشاق نیست شاخ عشق اندر ازل دان بیخ عشق اندر ابد این شجر را تکیه بر عرش و ثری و ساق نیست عقل را معزول کردیم و هوا را حد زدیم…
-
۳۹۴. چشمهای خواهم که از وی جمله را افزایش است
شماره 394 چشمهای خواهم که از وی جمله را افزایش است دلبری خواهم که از وی مرده را آسایش است بنده بحر محیطم کز محیطی برتر است سنگ و گوهر هر دو را از فضل او بخشایش است باغ و طاووسند هر یک از جمالش بانصیب زاغ را خالی ندارد گر چه…
-
۳۹۳. جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
شماره 393 جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست روی بستان را نبیند راه بستان گم کند هر که او گردان و نالان شیوه دولاب نیست ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل میدوانی سوی آن جو کاندر آن جو آب…