دسته: غزل
-
۵۸۲. اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند
شماره 582 اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند به جای مفرش و بالی همه مشت و لگد بیند ازیرا خواب کژ بیند که آیینه خیالست او که معلومست تعبیرش اگر او نیک و بد بیند خصوصا اندر این مجلس که امشب در نمیگنجد دو چشم عقل پایان بین که صدساله رصد…
-
۵۸۱. مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
شماره 581 مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد زمین سرسبز و خرم شد زمان لاله زار آمد درختان بین که چون مستان همه گیجند و سرجنبان صبا برخواند افسونی که گلشن بیقرار آمد سمن را گفت نیلوفر که پیچاپیچ من بنگر چمن را گفت اشکوفه که فضل کردگار آمد…
-
۵۸۰. صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
شماره 580 صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد میان بندید عشرت را که یار اندر کنار آمد بشارت می پرستان را که کار افتاد مستان را که بزم روح گستردند و باده بیخمار آمد قیامت در قیامت بین نگار سروقامت بین کز او عالم بهشتی شد هزاران نوبهار آمد …