دسته: غزل
-
۹۳. میندیش میندیش که اندیشه گریها
غزل شماره 93 میندیش میندیش که اندیشه گریها چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تریها خرف باش خرف باش ز مستی و ز حیرت که تا جمله نیستان نماید شکریها جنونست شجاعت میندیش و درانداز چو شیران و چو مردان گذر کن ز غریها که اندیشه چو دامست بر ایثار حرامست…
-
۹۲. زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
غزل شماره 92 زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی چو…
-
۹۱. در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
غزل شماره 91 در آب فکن ساقی بط زاده آبی را بشتاب و شتاب اولی مستان شبابی را ای جان بهار و دی وی حاتم نقل و می پر کن ز شکر چون نی بوبکر ربابی را ای ساقی شور و شر هین عیش بگیر از سر پر کن ز می احمر…