دسته: غزل
-
۲۹۹. یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
شماره 299 یا وصال یار باید یا حریفان را شراب چونک دریا دست ندهد پای نه در جوی آب آن حریفان چو جان و باقیان جاودان در لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب همرهان آب حیوان خضریان آسمان زندگی هر عمارت گنجهای هر خراب آب یار نور آمد این…
-
۲۹۸. آه از این زشتان که مه رو مینمایند از نقاب
شماره 298 آه از این زشتان که مه رو مینمایند از نقاب از درون سو کاه تاب و از برون سو ماهتاب چنگ دجال از درون و رنگ ابدال از برون دام دزدان در ضمیر و رمز شاهان در خطاب عاشق چادر مباش و خر مران در آب و گل تا نمانی…
-
۲۹۷. ای در غم تو به سوز و یارب
شماره 297 ای در غم تو به سوز و یارب بگریسته آسمان همه شب گر چرخ بگرید و بخندد آن جذبه خاک باشد اغلب از بس که بریخت اشک بر خاک شد خاک ز اشک او مطیب از گریه آسمان درآمد صد باغ به خنده مذهب من بودم و چرخ…