دسته: غزل
-
۳۶۹. در شهر شما یکی نگاریست
شماره 369 در شهر شما یکی نگاریست کز وی دل و عقل بیقراریست هر نفسی را از او نصیبیست هر باغی را از او بهاریست در هر کویی از او فغانیست در هر راهی از او غباریست در هر گوشی از او سماعیست هر چشم از او در اعتباریست در…
-
۳۶۸. گویم سخن شکرنباتت
شماره 368 گویم سخن شکرنباتت یا قصه چشمه حیاتت رخ بر رخ من نهی بگویم کز بهر چه شاه کرد ماتت در خرمنت آتشی درانداخت کز خرمن خود دهد زکاتت سرسبز کند چو تره زارت تا بازخرد ز ترهاتت در آتش عشق چون خلیلی خوش باش که میدهد نجاتت …
-
۳۶۷. دل آمد و دی به گوش جان گفت
شماره 367 دل آمد و دی به گوش جان گفت ای نام تو این که مینتان گفت درنده آنک گفت پیدا سوزنده آنک در نهان گفت چه عذر و بهانه دارد ای جان آن کس که ز بینشان نشان گفت گل داند و بلبل معربد رازی که میان گلستان گفت …