دسته: غزل
-
۷۶۸. چمنی که جمله گلها به پناه او گریزد
شماره 768 چمنی که جمله گلها به پناه او گریزد که در او خزان نباشد که در او گلی نریزد شجری خوش و خرامان به میانه بیابان که کسی به سایه او چو بخفت مست خیزد فلکی چو آسمانها که بدوست قصد جانها که زحل نیارد آن جا که به زهره برستیزد …
-
۷۶۷. صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد
شماره 767 صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد بنگر به سوی دردی که ز کس دوا ندارد ز فلک فتاد طشتم به محیط غرقه گشتم به درون بحر جز تو دلم آشنا ندارد ز صبا همیرسیدم خبری که میپزیدم ز غمت کنون دل من خبر از صبا ندارد به رخان…
-
۷۶۶. خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد
شماره 766 خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد در مرگ برخورنده ابدا فرازگردد چو نظر کنی به بالا سوی آسمان اعلا دو هزار در ز رحمت ز بهشت باز گردد چو فتاد سایه تو سوی مفسدان مجرم همه جرمهای ایشان چله و نماز گردد چو رکاب مصطفایی سوی عفو روی…