دسته: ترجیعات
-
۱۹. ای خواب به روز همدمانم
نوزدهم ای خواب به روز همدمانم تا بیکس و ممتحن نمانم چونک دیک بر آتشم نشاندی در دیک چه میپزی، چه دانم یک لحظه که من سری بخارم ای عشق نمیدهی امانم از خشم دو گوش حلم بستی تا نشنوی آهوه وفغانم ما را به جهان حواله کم کن ای…
-
۲۰. هله درده می بگزیده که مهمان توم
بیستم هله درده می بگزیده که مهمان توم ز پریشانی زلف توپریشان توم تلخ و شیرین لب ما را ز حرم بیرون آر نقد ده نقد، که عباس حرمدان توم آنچ دادی و بدیدی که بدان زنده شدم مردهٔ جرعهٔ آن چشمهٔ حیوان توم باده بر باد دهد هردو جهان را…
-
۲۱. هله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
بیست و یکم هله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم روی ازینجا به جهانی عجبی آوردیم دوست یک جام پر از زهر چو آورد به پیش زهر چون از کف او بود، به شادی خوردیم گفت: « خوش باش که بخشیمت صدجان دگر ما کسی را به گزافه ز کجا آزردیم؟! » …