دسته: ترجیعات
-
۱۶. بیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ز اول
شانزدهم بیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ز اول که جان را میکند فارغ ز هر ماضی و مستقبل بپوشد از نقش رویم، به شادی حلهٔ اطلس بجوشد مهر در جانم مثال شیر در مرجل روان کن کشتی جان را، دران دریای پر گوهر که چون ساکن بود کشتی، ز…
-
۱۷. گر دلت گیرد و گر گردی مول
هفدهم گر دلت گیرد و گر گردی مول زین سفر چاره نداری، ای فضول دل بنه، گردن مپیچان چپ و راست هین روان باش و رها کن مول مول ورنه اینک میبرندت کشکشان هر طرف پیکست و هر جانب رسول نیستی در خانه، فکرت تا کجاست فکرهای خل را بردست غول…
-
۱۸. نامه رسید زان جهان بهر مراجعت برم
هجدهم نامه رسید زان جهان بهر مراجعت برم عزم رجوع میکنم، رخت به چرخ میبرم گفت که: « ارجعی » شنو، باز به شهر خویش رو گفتم: « تا بیامدم، دلشده و مسافرم آن چمن و شکرستان، هیچ نرفت از دلم من بدرونه واصلم، من به حظیره حاظرم چون به سباغ طیر…