دسته: سعدی
-
حکایت در معنی آسانی پس از دشواری (پایان باب ششم)
حکایت در معنی آسانی پس از دشواری (پایان باب ششم) شنیدم ز پیران شیرین سخن که بود اندر این شهر پیری کهن بسی دیده شاهان و دوران و امر سرآورده عمری ز تاریخ عمرو درخت کهن میوهٔ تازه داشت که شهر از نکویی پرآوازه داشت عجب در زنخدان آن دل فریب که هرگز نبودهست بر…
-
گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی
گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی کمال است در نفس مرد کریم گرش زر نباشد چه نقصان و سیم؟ مپندار اگر سفله قارون شود که طبع لئیمش دگرگون شود وگر درنیابد کرم پیشه، نان نهادش توانگر بود همچنان مروت زمین است و سرمایه زرع بده کاصل خالی نماند ز فرع خدایی که از…
-
حکایت
حکایت یکی سلطنت ران صاحب شکوه فرو خواست رفت آفتابش به کوه به شیخی در آن بقعه کشور گذاشت که در دوده قایم مقامی نداشت چو خلوت نشین کوس دولت شنید دگر ذوق در کنج خلوت ندید چپ و راست لشکر کشیدن گرفت دل پردلان زو رمیدن گرفت چنان سخت بازو شد و تیز چنگ…