دسته: حافظ
-
ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
غزل ۲۸۷ ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش دلم از عشوه شيرين شکرخای تو خوش همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطيف همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش شيوه و ناز تو شيرين خط و خال تو مليح چشم و ابروی تو زيبا قد و بالای تو…
-
دوش با من گفت پنهان کاردانی تيزهوش
غزل ۲۸۶ دوش با من گفت پنهان کاردانی تيزهوش و از شما پنهان نشايد کرد سر می فروش گفت آسان گير بر خود کارها کز روی طبع سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش با…
-
در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
غزل ۲۸۵ در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مفتی پياله نوش صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست تا ديد محتسب که سبو میکشد به دوش احوال شيخ و قاضی و شرب اليهودشان کردم سال صبحدم از پير می فروش گفتا نه گفتنيست سخن گر…