دسته: غزل
-
ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
غزل ۴۱۰ ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو زينت تاج و نگين از گوهر والای تو آفتاب فتح را هر دم طلوعی میدهد از کلاه خسروی رخسار مه سيمای تو جلوه گاه طاير اقبال باشد هر کجا سايهاندازد همای چتر گردون سای تو از رسوم شرع و حکمت با…
-
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
غزل ۴۰۶ گفتا برون شدی به تماشای ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد رو عمريست تا دلت ز اسيران زلف ماست غافل ز حفظ جانب ياران خود مشو مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما کان جا هزار نافه مشکين به نيم جو تخم وفا و مهر در اين…
-
ای خونبهای نافه چين خاک راه تو
غزل ۴۰۹ ای خونبهای نافه چين خاک راه تو خورشيد سايه پرور طرف کلاه تو نرگس کرشمه میبرد از حد برون خرام ای من فدای شيوه چشم سياه تو خونم بخور که هيچ ملک با چنان جمال از دل نيايدش که نويسد گناه تو آرام و خواب خلق جهان را…