دسته: امام خمینی (ره)
-
راز مستی
راز مستی گشای در که یار ز خُم نوش جان کند راز درون خویش ز مستی، عیان کند با دوستان بگو که به میخانه رو کنند تا یار از خماری خود، داستان کند بردار پرده از دل غمدیدهات که دوست اشک روانِ خویش ز دامن، روان کند با گل بگو…
-
جلوه جام
جلوه جام ای کاش، دوست درد دلم را دوا کند گر مهربانیم ننماید، جفا کند صوفی که از صفا، به دلش جلوهای ندید جامی از او گرفت که با آن صفا کند دردی ز بیوفایی دلبر، به جان ماست ساقی، بیار ساغر می تا وفا کند بیگانه گشته، دوست ز…
-
جام جم
جام جم با گلرخان بگویید ما را به خود پذیرند از عاشقان بیدل، همواره دست گیرند دردی است در دلِ ما، درمان نمی پذیرد دستی به عاشقان ده، کز شوقِ دل بمیرند پا نه به محفلِ ما، تاراج کن دل ما بنگر به باطل ما، کز آب و گِل خمیرند …