دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۹
غزل شمارهٔ ۹ بهشت است آن ندانم یا بهار است غلط کردم غلط، دیدار یار است هلاک آن تنم کز نازنینی زمین و آسمانش زیر بار است مرا گوئی چرا شوریده شکلی شراب است و بهار است و نگار است مرا ویران دلی و جلوهٔ او هزار اندر هزار اندر هزار است بناکامی خوشم…
-
۱۰
غزل شمارهٔ ۱۰ کسی که در رهش از پا و سر خبردار است نه عاشق است که در بند کفش و دستار است غمی به گرد دلم جلوهگر شده که از آن غباری ار بنشیند بر آسمان بار است بدیگران ببر ای باد بوی نومیدی که در خرابهٔ ما زین متاع بسیار است بر…
-
۱۱
غزل شمارهٔ ۱۱ چشم من چون به روی او باز است در ندانم که بسته یا باز است خاک فرسوده دیده و گوش است لیک خاموش حرف و آواز است تو در گفتگو ببند و ببین که چه درها بروی دل باز است کلهٔ خشک، جام جمشید است نقش الواح گلشن راز است چه…