دسته: شعرا
-
به حسن و خلق و وفا کس به يار ما نرسد
غزل ۱۵۶ به حسن و خلق و وفا کس به يار ما نرسد تو را در اين سخن انکار کار ما نرسد اگر چه حسن فروشان به جلوه آمدهاند کسی به حسن و ملاحت به يار ما نرسد به حق صحبت ديرين که هيچ محرم راز به يار يک جهت حق گزار…
-
اگر روم ز پی اش فتنهها برانگيزد
غزل ۱۵۵ اگر روم ز پی اش فتنهها برانگيزد ور از طلب بنشينم به کينه برخيزد و گر به رهگذری يک دم از وفاداری چو گرد در پی اش افتم چو باد بگريزد و گر کنم طلب نيم بوسه صد افسوس ز حقه دهنش چون شکر فروريزد من آن فريب که…
-
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
غزل ۱۵۴ راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شعری بخوان که با او رطل گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد قد خميده ما سهلت نمايد اما بر چشم دشمنان تير از اين کمان توان زد در خانقه نگنجد…