دسته: شعرا
-
سر آغاز (آغاز باب نهم)
سر آغاز (آغاز باب نهم) بیا ای که عمرت به هفتاد رفت مگر خفته بودی که بر باد رفت؟ همه برگ بودن همی ساختی به تدبیر رفتن نپرداختی قیامت که بازار مینو نهند منازل به اعمال نیکو دهند بضاعت به چندان که آری بری وگر مفلسی شرمساری بری که بازار چندان که آگندهتر تهیدست را…
-
نسیم عشق
نسیم عشق به من نگر که رخی همچو کهربا دارم دلی به سوی رخ یار دلربا دارم ز جام عشق چشیدم شراب صدق و صفا به خمّ میکده با جان و دل، وفادارم مرا که مستی عشقت، ز عقل و زهد رهاند چه ره به مدرسه یا مسجد ریا دارم؟ …
-
کعبه مقصود
کعبه مقصود هر جا که شدم، از تو ندایی نشنیدم جز از بت و بتخانه، اثر هیچ ندیدم آفاق پر از غلغله است از تو و هرگز با گوش کر خود به صدایی نرسیدم دنیا همه دریای حیات و من مسکین یک قطره از این موج خروشان، نچشیدم رفتند حریفان…