دسته: شعرا
-
۱۶۹. رو ترش کن که همه روترشانند این جا
غزل شماره 169 رو ترش کن که همه روترشانند این جا کور شو تا نخوری از کف هر کور عصا لنگ رو چونک در این کوی همه لنگانند لته بر پای بپیچ و کژ و مژ کن سر و پا زعفران بر رخ خود مال اگر مه رویی روی خوب ار بنمایی…
-
۱۶۸. ای بروییده به ناخواست به مانند گیا
غزل شماره 168 ای بروییده به ناخواست به مانند گیا چون تو را نیست نمک خواه برو خواه بیا هر که را نیست نمک گر چه نماید خدمت خدمت او به حقیقت همه زرقست و ریا برو ای غصه دمی زحمت خود کوته کن باده عشق بیا زود که جانت بزیا
-
۱۶۷. کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
غزل شماره 167 کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا دست خود بر سر رنجور بنه که چونی از گناهش بمیندیش و به کین دست مخا آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زدست گستران بر سر او سایه احسان و رضا …