دسته: شعرا
-
۶. ای ساقیان مشفق سودا فزود سودا
ششم ای ساقیان مشفق سودا فزود سودا این زرد چهرگان را حمرا دهید حمرا ای میر ساقیانم ای دستگیر جانم هنگام کار آمد مردانه باش مولا ای عقل و روح مستت آن چیست در دو دستت پیشآر و در میان نه، پنهان مدار جانا ای چرخ بیقرارت وی عقل در خمارت…
-
۷. مستی و عاشقی و جوانی و یار ما
هفتم مستی و عاشقی و جوانی و یار ما نوروز و نوبهار و حمل میزند صلا هرگز ندیده چشم جهان این چنین بهار میروید از زمین و ز کهسار کیمیا پهلوی هر درخت یکی حور نیکبخت دزدیده مینماید اگر محرمی لقا اشکوفه میخورد ز می روح طاس طاس بنگر بسوی او…
-
۸. بلبل سرمست برای خدا
هشتم بلبل سرمست برای خدا مجلس گل بین و به منبر برآ هین به غنیمت شمر این روز چند زانک ندارد گل رعنا وفا ای دم تو قوت عروسان باغ فصل بهارست بزن الصلا جان من و جان ترا پیش ازین سابقهٔ بود که گشت آشنا الفت امروز ازان سابقهست…