دسته: شعرا
-
۴۵۶. ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
شماره 456 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست بی حد و بیکناری نایی تو در کنار ای بحر بیامان که تو را زینهار نیست زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان چون چرخ بیقرار کسی را قرار نیست جز فیض بحر…
-
۲
غزل شمارهٔ ۲ شوری نهچنان گرفت ما را کز دست توان گرفت ما را ما هیچ گرفتهایم از او او هیچ از آن گرفت ما را هر گه بتو عرض حال کردیم در حال زبان گرفت ما را درد دل ما نمیکنی گوش درد دل از آن گرفت ما را هشدار که صرصر اجل…
-
۳
غزل شمارهٔ ۳ آنچنان داده عشق جوش مرا که ز سر رفته عقل و هوش مرا عقل کلی شده فراموشم بسکه مالیده عشق گوش مرا نه چنانم ز مستی دوشین که کشیدن توان به دوش مرا در خروشم ز شور چون دریا نتوان ساختن خموش مرا عاقبت میپرستی تو رضی می فروشد به می…