دسته: پروین اعتصامی
-
چند پند
چند پند کسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد سیاه روزی و بدنامی اختیار نکرد خوش آنکه از گل مسموم باغ دهر رمید برفق گر نظری کرد، جز به خار نکرد به تیه فقر، ازان روی گشت دل حیران که هیچگه شتر آز را مهار نکرد نداشت دیدهٔ تحقیق، مردمی کاز دور بدید خیمهٔ…
-
جولای خدا
جولای خدا کاهلی در گوشهای افتاد سست خسته و رنجور، اما تندرست عنکبوتی دید بر در، گرم کار گوشه گیر از سرد و گرم روزگار دوک همت را بکار انداخته جز ره سعی و عمل نشناخته پشت در افتاده، اما پیش بین از برای صید، دائم در کمین رشتهها رشتی ز مو باریکتر زیر و…
-
جمال حق
جمال حق هان شد از گل زردی گلی سپید که ما سپید جامه و از هر گنه مبرائیم جواب داد که ما نیز چون تو بی گنهیم چرا که جز نفسی در چمن نمیپائیم بما زمانه چنان فرصتی نبخشوده است که از غرور، دل پاک را بیالائیم قضا، نیامده ما را ز باغ خواهد برد…