دسته: میر رضی الدین آرتیمانی
-
۲۸
غزل شمارهٔ ۲۸ صبا هر گاه وصف آن پری کرد همه آفاق مهر و مشتری کرد بدست آورده بودم دامنش را و لیکن طالع خشکم تری کرد دلم برد و رهم بست و سرم داد مسلمانان کسی این کافری کرد؟ لب او رونق اعجاز بشکست نگاهش کار سحر سامری کرد در این برق تجلی…
-
۲۹
غزل شمارهٔ ۲۹ گر نقاب از رخ آن صنم گیرد ماه و خورشید را عدم گیرد ور به بتخانه پرتو اندازد بتکده رونق حرم گیرد گر دو دست از دو دیده بر گیرم همه آفاق درد و غم گیرد نیستم بوالهوس که فرمائی هرزه دو سگ شکار کم گیرد سگ بیچاره گر فرشته شود…
-
۳۰
غزل شمارهٔ ۳۰ بمن آن مه دگر امشب نسازد گل نازک به تاب و تب نسازد بغیر از من چنین یا رب نسوزد بغیر از تو چنین، یا رب نسازد از آن تار است این عالم بچشمم که خورشید جهان با شب نسازد نسازد زاهد ار با ما عجب نیست که خلق تنگ با…