دسته: غزلیات
-
۸۸
غزل شمارهٔ ۸۸ ای که در ره عرفان مستمند برهانی ترسمت چو خر در گل عاقبت فرو مانی سبحه زهد و سالوسی، خرقه زرق و شیادی آه ازین خدا ترسی، داد از این مسلمانی مشکل ار بکف آری، بعد از این بدشواری آنچه دادهای از کف پیش از ین بآسانی این ضیا ندارد مه این…
-
۸۹
غزل شمارهٔ ۸۹ هجران اگر نکردی آهنگ زندگانی بیچاره جان چه کردی با ننگ زندگانی داراست هر که جان برد از چنگ مرگ بیرون ما جان به مرگ بردیم از چنگ زندگانی بیعشق کس ممیراد، بی درد کس مماناد کان عار مرگ باشد وین ننگ زندگانی میبرد زندگانی گر جان ز چنگ مردن کس جان…
-
۹۰
غزل شمارهٔ ۹۰ چند دلهای مبتلا شکنی دلفریبی، تو دل چرا شکنی چند پیوند جان ما گسلی چند پیمان و عهد ما شکنی پا نیارم کشید از سر کوی گر سرم را هزار جا شکنی شکنی گر دل رضی سهل است تو که جام جهـٰان نما شکنی