دسته: غزلیات
-
۴۳
غزل شمارهٔ ۴۳ آن روی چون ماه آن زلف چون مار گیرم نمائی، کو تاب دیدار خواهی که سازی زاهد برهمن بردار پرده بنمای رخسار گر آن پریرو بیپرده بودی دیوانه کردی ما را به یکبار یک ره در آن رو بنگر که بینی نیکی بخرمن خوبی بخروار دنیا و عقبیٰ، ما بخش کردیم…
-
۴۴
غزل شمارهٔ ۴۴ شور عشقی کرده بازم بیقرار باز دل را دادهام بیاختیار گو قرار حیرت ماهم بده ای که داری در تکاپویش قرار ما به عهدت استوار استادهایم گر چه عهد تو نباشد استوار چند باشم همچو چشمت ناتوان چند باشم همچو زلفت بیقرار یا مرا یک روزگاری دست ده یا که دست…
-
۴۵
غزل شمارهٔ ۴۵ ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز یکبار دگر در تف آن آتشم انداز آتش چه زنی بر دلم از نام جدائی این حرف مگو با من و در آتشم انداز بیماری خود داده به ما نرگس مستش ای دیده ز پر کالهٔ دل مفرشم انداز یا رب نپسندی که…