دسته: مولانا
-
۷۱۴. اول نظر ار چه سرسری بود
شماره 714 اول نظر ار چه سرسری بود سرمایه و اصل دلبری بود گر عشق وبال و کافری بود آخر نه به روی آن پری بود آن جام شراب ارغوانی وان آب حیات زندگانی وان دیده بخت جاودانی آخر نه به روی آن پری بود جمعیت جانهای خرم در سایه آن…
-
۷۱۳. ساقی زان می که میچریدند
شماره 713 ساقی زان می که میچریدند بفزای که یارکان رسیدند مهمان بفزود می بیفزا زان خنب که اولیا چشیدند زان می که ز بوش جمله ابدال در خلق پدید و ناپدیدند ای ساقی خوب شکرلله کان روی نکوت را بدیدند ای آتش رخت سوز عشاق در عشق تو رختها کشیدند…
-
۷۱۲. خوش باش که هر که راز داند
شماره 712 خوش باش که هر که راز داند داند که خوشی خوشی کشاند شیرین چو شکر تو باش شاکر شاکر هر دم شکر ستاند شکر از شکرست آستین پر تا بر سر شاکران فشاند تلخش چو بنوشی و بخندی در ذات تو تلخیی نماند گویی که چگونهام خوشم من گویم…