دسته: مولانا
-
۱۰۶. مرا حلوا هوس کردست حلوا
غزل شماره 106 مرا حلوا هوس کردست حلوا میفکن وعده حلوا به فردا دل و جانم بدان حلواست پیوست که صوفی را صفا آرد نه صفرا زهی حلوای گرم و چرب و شیرین که هر دم میرسد بویش ز بالا دهانی بسته حلوا خور چو انجیر ز دل خور هیچ دست…
-
۱۰۵. چو او باشد دل دلسوز ما را
غزل شماره 105 چو او باشد دل دلسوز ما را چه باشد شب چه باشد روز ما را که خورشید ار فروشد ار برآمد بس است این جان جان افروز ما را تو مادرمرده را شیون میاموز که استادست عشق آموز ما را مدوزان خرقه ما را مدران نشاید شیخ خرقه…
-
۱۰۴. خبر کن ای ستاره یار ما را
غزل شماره 104 خبر کن ای ستاره یار ما را که دریابد دل خون خوار ما را خبر کن آن طبیب عاشقان را که تا شربت دهد بیمار ما را بگو شکرفروش شکرین را که تا رونق دهد بازار ما را اگر در سر بگردانی دل خود نه دشمن بشنود اسرار…