دسته: مولانا
-
۲۲۹. شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا
شماره 229 شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا چو قسمتست چه جنگست مر مرا و تو را شراب آن گل است و خمار حصه خار شناسد او همه را و سزا دهد به سزا شکر ز بهر دل تو ترش نخواهد شد که هست جا و مقام شکر دل حلوا…
-
۲۲۸. بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
شماره 228 بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا فرشته را ز فلک جانب زمین کشدا به هر شبی چو محمد به جانب معراج براق عشق ابد را به زیر زین کشدا به پیش روح نشین زان که هر نشست تو را به خلق و خوی و صفتهای همنشین کشدا …
-
۲۲۷. به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
شماره 227 به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا که صبر نیست مرا بیتو ای عزیز بیا چه جای صبر که گر کوه قاف بود این صبر ز آفتاب جدایی چو برف گشت فنا ز دور آدم تا دور اعور دجال چو جان بنده نبودست جان سپرده تو را …