دسته: مولانا
-
۳۴۷. قرار زندگانی آن نگارست
شماره 347 قرار زندگانی آن نگارست کز او آن بیقراری برقرارست مرا سودای تو دامن گرفتهست که این سودا نه آن سودای پارست منم سوزان در آتشهای نو نو مرا با یارکان اکنون چه کارست همینالد درون از بیقراری بدان ماند که آن جان نگارست چو از یاری تو را…
-
۳۴۶. شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
شماره 346 شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت برای بنده خود لطفها گفت چه گویم من مکافات تو ای جان که نیکی تو را جانا خدا گفت ولیکن جان این کمتر دعاگو همه شب روی ماهت را دعا گفت
-
۳۴۵. بگو ای یار همراز این چه شیوهست
شماره 345 بگو ای یار همراز این چه شیوهست دگرگون گشتهای باز این چه شیوهست عجب ترک خوش رنگ این چه رنگست عجب ای چشم غماز این چه شیوهست دگربار این چه دامست و چه دانهست که ما را کشتی از ناز این چه شیوهست دریدی پرده ما این چه پردهست…