دسته: غزل
-
۵۱۹. ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
شماره 519 ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج تا رو نماید مرهمش کالصبر مفتاح الفرج چندان فروخور آن دهان تا پیشت آید ناگهان کرسی و عرش اعظمش کالصبر مفتاح الفرج خندان شو از نور جهان تا تو شوی سور جهان ایمن شوی از ماتمش کالصبر مفتاح الفرج باری دلم از…
-
۵۱۸. نفسی بهوی الحبیب فارت
شماره 518 نفسی بهوی الحبیب فارت لما رات الکوس دارت مدت یدها الی رحیق و النفس بنوره استنارت لما شربته نفس و ترا خفت و تصاعدت و طارت لاقت قمرا اذا تجلی الشمس من الحیا توارت جادت بالروح حین لاقت لا التفتت و لا استشارت
-
۵۱۷. ای ز بگه خاسته سر مست مست
شماره 517 ای ز بگه خاسته سر مست مست مست شرابی و شراب الست عشق رسانید تو را همچو جام از بر ما تا بر خود دست دست بازوی تو قوس خدا یافت یافت تیر تو از چرخ برون جست جست هر گهری کان ز خزینه خداست در دو لب لعل تو…