دسته: غزل
-
۹. من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا
شماره 9 من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا آن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیا بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان دور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیا نانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره را آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان…
-
۸. جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
شماره 8 جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بیچون شوم صبر و قرارم بردهای ای میزبان زوتر بیا از مه ستاره میبری تو پاره پاره میبری گه شیرخواره میبری گه میکشانی دایه را …
-
۷. بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
شماره 7 بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا باشد که بگشایی دری گویی که برخیز اندرآ غرقست جانم بر درت در بوی مشک و عنبرت ای صد هزاران مرحمت بر روی خوبت دایما ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا…