دسته: غزل
-
۱۹۱. بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را
غزل شماره 191 با آن که میرسانی آن باده بقا را بی تو نمیگوارد این جام باده ما را مطرب قدح رها کن زین گونه نالهها کن جانا یکی بها کن آن جنس بیبها را آن عشق سلسلت را وان آفت دلت را آن چاه بابلت را وان کان سحرها را بازآر…
-
۱۹۰. با آن که میرسانی آن باده بقا را
غزل شماره 190 با آن که میرسانی آن باده بقا را بی تو نمیگوارد این جام باده ما را مطرب قدح رها کن زین گونه نالهها کن جانا یکی بها کن آن جنس بیبها را آن عشق سلسلت را وان آفت دلت را آن چاه بابلت را وان کان سحرها را …
-
۱۸۹. آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ
غزل شماره 189 آمد بهار ِ جانها ای شاخ ِ تر به رقص آ چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر! به رقص آ ای شاه ِ عشقپرور مانند ِ شیر ِ مادر ای شیر! جوشدر رو. جان ِ پدر به رقص آ چوگان ِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدی از…