دسته: غزل
-
۷۴۷. ای طربناکان ز مطرب التماس میکنید
شماره 747 ای طربناکان ز مطرب التماس میکنید سوی عشرتها روید و میل بانگ نی کنید شهسوار اسب شادیها شوید ای مقبلان اسب غم را در قدمهای طربها پی کنید زان می صافی ز خم وحدتش ای باخودان عقل و هوش و عاقبت بینی همه لاشیء کنید نوبهاری هست با صد رنگ…
-
۷۴۶. برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
شماره 746 برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید اختران در خدمت او صد هزار اندر هزار هر یکی از نور روی او مزید اندر مزید چون در آن دور مبارک برجها را میگذشت سوی برج آتشین عاشقان خود رسید در دلش…
-
۷۴۵. آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود
شماره 745 آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود آمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار خود آمدم کز سر بگیرم خدمت گلزار او آمدم کآتش بیارم درزنم در خار خود آمدم تا صاف گردم از غبار هر چه رفت نیک خود را بد شمارم از پی دلدار خود آمدم…