دسته: غزل
-
۷۵۶. علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
شماره 756 علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی هر درخت تلخ و شیرین آنچ میارزد شود ای…
-
۷۵۵. شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
شماره 755 شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود زانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بود شاه ما از پرده برجان چو خود را جلوه کرد جان ما بیخویش شد زیرا که شه بیخویش بود شاه ما از جان ما هم دور و هم نزدیک بود جان ما…
-
۷۵۴. میخرامد آفتاب خوبرویان ره کنید
شماره 754 میخرامد آفتاب خوبرویان ره کنید رویها را از جمال خوب او چون مه کنید مردگان کهنه را رویش دو صد جان میدهد عاشقان رفته را از روی او آگه کنید از کف آن هر دو ساقی چشم او و لعل او هر زمانی می خورید و هر زمانی خه کنید …