دسته: غزل
-
۴۶۸. با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
شماره 468 با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست آنک از او آگهست از همه عالم بریست آه که چه بیبهرهاند باخبران زانک هست چهره او آفتاب طره او عنبریست آه از آن موسیی کانک بدیدش دمی گشته رمیده ز خلق بر مثل سامریست بر عدد ریگ هست در هوسش کوه…
-
۴۶۷. آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست
شماره 467 آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست سخت روان میرود سرو خرامان کیست حلقه آن جعد او سلسله پای کیست زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست دیدم آن شاه را آن…
-
۴۶۶. باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
شماره 466 باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست گر چه غلط میدهد نیست غلط اوست اوست گاه خوش خوش شود گه همه آتش شود تعبیههای عجب یار مرا خوست خوست نقش وفا وی کند پشت به ما کی کند پشت ندارد چو شمع او همگی روست روست پوست رها کن چو…