دسته: غزل
-
۴۷۱. پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست
شماره 471 پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست عشرت پروانه را شمع و لگن واجبست هست ز چنگ غمش گوش مرا کش مکش هر دمم از چنگ او تن تننن واجبست دلو دو چشم مرا گر چه که کم نیست آب مردمک دیده را چاه ذقن واجبست دلبر چون ماه را هر چه کند…
-
۴۷۰. ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
شماره 470 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست در شکرینه یقین سرکه انکار نیست گر چه تو خون خوارهای رهزن و عیارهای قبله ما غیر آن دلبر عیار نیست کان شکرهاست او مستی سرهاست او ره نبرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست هر که دلی داشتست بنده دلبر…
-
۴۶۹. ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
شماره 469 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست پر شکرست این مقام هیچ تو را کار نیست غصه در آن دل بود کز هوس او تهیست غم همه آن جا رود کان بت عیار نیست ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شوی بندم لب گویمت خواجه شکرخوار نیست…