دسته: غزل
-
۴۸۳. هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست
شماره 483 هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست بدانک خصم دلست و مراقب تنهاست به چنگ و تنتن این تن نهادهای گوشی تن تو توده خاکست و دمدمه ش چو هواست هوای نفس تو همچون هوای گردانگیز عدو دیده و بیناییست و خصم ضیاست تویی مگر مگس این مطاعم عسلین که…
-
۴۸۲. برات عاشق نو کن رسید روز برات
شماره 482 برات عاشق نو کن رسید روز برات زکات لعل ادا کن رسید وقت زکات برات و قدر خیالت دو عید چیست وصال چو این و آن نبود هست نوبت حسرات به باغهای حقایق برات دوست رسید ز تخته بند زمستان شکوفه یافت نجات چو طوطیان خبر قند دوست آوردند ز…
-
۴۸۱. چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
شماره 481 چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست جهان چه دارد در کف که آن عطای تو نیست سزای آنک زید بیرخ تو زین بترست سزای بنده مده گر چه او سزای تو نیست نثار خاک تو خواهم به هر دمی دل و جان که خاک بر سر…