دسته: غزل
-
۴۸۶. به حق چشم خمار لطیف تابانت
شماره 486 به حق چشم خمار لطیف تابانت به حلقه حلقه آن طره پریشانت بدان حلاوت بیمر و تنگهای شکر که تعبیهست در آن لعل شکرافشانت به کهربایی کاندر دو لعل تو درجست که گشت از آن مه و خورشید و ذره جویانت به حق غنچه و گلهای لعل روحانی که دام…
-
۴۸۵. سه روز شد که نگارین من دگرگونست
شماره 485 سه روز شد که نگارین من دگرگونست شکر ترش نبود آن شکر ترش چونست به چشمهای که در او آب زندگانی بود سبو ببردم و دیدم که چشمه پرخونست به روضهای که در او صد هزار گل میرست به جای میوه و گل خار و سنگ و هامونست فسون بخوانم…
-
۴۸۴. هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست
شماره 484 هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست به هر چه روی نهی بیوی ار نکوست بدست چو مغز خام بود در درون پوست نکوست چو پخته گشت از این پس بدانک پوست بدست درون بیضه چو آن مرغ پر و بال گرفت بدانک بیضه از این پس حجاب…