دسته: غزل
-
آزردن دوستان جهل است
—
توسط
مقدمه بعد از تأمل اين معني مصلحت چنان ديدم که در نشيمن عزلت نشينم و دامن صحبت فراهم چينم و دفتر از گفت هاي پريشان بشويم و من بعد پريشان نگويم زبان بريده بکنجي نشسته صم بکم به از کسي که نباشد زبانش اندر حکم تا يکي از دوستان که در کجاوه…