دسته: فخرالدین عراقی
-
قصیده شماره پانزده
ایضاله دوش مانا شنید فریادم کرد بیمار پرسشی بادم من هم از روی باد پیمایی نفسی با نسیم بگشادم با دلش رمزکی فرو گفتم به کف او پیامکی دادم گفتم: ار چه تو نیز بیماری خبری ده ز صحت آبادم نفسی از دم مسیح دمی به من آور، که نیک ناشادم بر سرم سنگ…
-
قصیده شماره چهارده
وصف کعبهٔ معظم حبذا صفهٔ بهشت مثال برترین آسمانش صف نعال مجلس نور و جلوهگاه سرور روضهٔ انس و بارگاه وصال بیت معمور او مقر شرف سقف مرفوع او سپهر جلال غرفش خوشتر از ریاض بهشت شرفش خوشتر از شکوه کمال زین گرفته بها مدارج قدس یافته زان بهشت زیب جمال در بستاتین بینهایت…
-
قصیده شماره سیزده
ایضاله حبذا صفهٔ سرای کمال خوشتر از روی دلبران به جمال طیره از زلف او ریاض بهشت خجل از ذوق او نعیم وصال هفتمین طارم آستانهٔ او هشتمین بوستان صف نعال هر یک از جام قبهٔ نورش جام گیتینما به استقلال سایهٔ این سرای جانافزا سر بسر نور آفتاب مثال خوان این مجلس جهان…