دسته: سعدی
-
حکایت در خاصیت پرده پوشی و سلامت خاموشی
حکایت در خاصیت پرده پوشی و سلامت خاموشی یکی پیش داود طائی نشست که دیدم فلان صوفی افتاده مست قی آلوده دستار و پیراهنش گروهی سگان حلقه پیرامنش چو پیر از جوان این حکایت شنید به آزار از او روی در هم کشید زمانی برآشفت و گفت ای رفیق بکار آید امروز یار شفیق برو…
-
حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی
حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی چنین گفت پیری پسندیده دوش خوش آید سخنهای پیران به گوش که در هند رفتم به کنجی فراز چه دیدم؟ پلیدی سیاهی دراز تو گفتی که عفریت بلقیس بود به زشتی نمودار ابلیس بود در آغوش وی دختری چون قمر فرو برده دندان به لبهاش در چنان…
-
حکایت
حکایت دوکس گرد دیدند و آشوب و جنگ پراگنده نعلین و پرنده سنگ یکی فتنه دید از طرف بر شکست یکی در میان آمد و سر شکست کسی خوشتر از خویشتن دار نیست که با خوب و زشت کسش کار نیست تو را دیده در سر نهادند و گوش دهن جای گفتار و دل جای…