دسته: بوستان
-
گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید
گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید گرت خویش دشمن شود دوستدار ز تلبیسش ایمن مشو زینهار که گردد درونش به کین تو ریش چو یاد آیدش مهر پیوند خویش بد اندیش را لفظ شیرین مبین که ممکن بود زهر در انگبین کسی جان از آسیب دشمن ببرد که مر دوستان را به…
-
گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی
گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی چو شمشیر پیکار برداشتی نگه دار پنهان ره آشتی که لشکر کشوفان مغفر شکاف نهان صلح جستند و پیدا مصاف دل مرد میدان نهانی بجوی که باشد که در پایت افتد چو گوی چو سالاری از دشمن افتد به چنگ به کشتن برش کرد باید درنگ…
-
گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر
گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر میان دو بد خواه کوتاه دست نه فرزانگی باشد ایمن نشست که گر هر دو باهم سگالند راز شود دست کوتاه ایشان دراز یکی را به نیرنگ مشغول دار دگر را برآور ز هستی دمار اگر دشمنی پیش گیرد ستیز به شمشیر تدبیر خونش بریز برو…