دسته: بوستان
-
حکایت امیرالمومنین علی (ع) و سیرت پاک او
حکایت امیرالمومنین علی (ع) و سیرت پاک او کسی مشکلی برد پیش علی مگر مشکلش را کند منجلی امیر عدو بند مشکل گشای جوابش بگفت از سر علم و رای شنیدم که شخصی در آن انجمن بگفتا چنین نیست یا باالحسن نرنجید از او حیدر نامجوی بگفت ارتو دانی از این به بگوی بگفت آنچه…
-
حکایت صبر مردان بر جفا
حکایت صبر مردان بر جفا شنیدم که در خاک وخش از مهان یکی بود در کنج خلوت نهان مجرد به معنی نه عارف به دلق که بیرون کند دست حاجت به خلق سعادت گشاده دری سوی او در از دیگران بسته بر روی او زبان آوری بیخرد سعی کرد ز شوخی به بد گفتن…
-
حکایت زاهد و بربط زن
حکایت زاهد و بربط زن یکی بربطی در بغل داشت مست به شب در سر پارسایی شکست چو روز آمد آن نیکمرد سلیم بر سنگدل برد یک مشت سیم که دوشینه معذور بودی و مست تو را و مرا بربط و سر شکست مرا به شد آن زخم و برخاست بیم تو را به نخواهد…