دسته: دفتر اول
-
نیلوفر
نیلوفر نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پبچیده ام شاخه تاکم بگرد خویشتن پیچیده ام گرچه خاموشم ولی آهم بگردون می رود دود شمع کشته ام در انجمن پیچیده ام می دهم مستی به دلها گر چه مستورم ز چشم بوی آغوش بهارم در چمن پیچیده ام جای دل در سینه صد پاره…
-
نای خروشان
نای خروشان چو نی بسینه خروشد دلی که من دارم بناله گرم بود محفلی که من دارم بیا و اشک مرا چاره کن که همچو حباب بروی آب بود منزلی که من دارم دل من از نگه گرم او نپرهیزد ز برق سر نکشد حاصلی که من دارم بخون نشسته ام از جان ستانی دل…
-
ماجرای اشک
ماجرای اشک تابد فروغ مهر و مه از قطره های اشک باران صبحگاه ندارد صفای اشک گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست روشندلی کجاست که داند بهای اشک ؟ ماییم و سینهای که بود آشیان آه ماییم و دیدهای که بود آشنای اشک گوش مرا ز نغمه ی شادی نصیب نیست چون جویبار…