دسته: غزل
-
یار دیرین
یار دیرین به سوی ما گذار مردم دنیا نمیافتد کسی غیر از غم دیرین به یاد ما نمیافتد منم مرغی که جز در خلوت شبها نمینالد منم اشکی که جز بر خرمن دلها نمیافتد ز بس چون غنچه از پاس حیا سر در گریبانم نگاه من به چشم آن سهی بالا نمیافتد به پای گلبنی…
-
ناله جویبار
ناله جویبار گر چه روزی تیره تر از شام غم باشد مرا در دل روشن صفای صبحدم باشد مرا زرپرستی خواب راحت را ز ندگس دور کرد صرف عشرت می کنم گر یک درم باشد مرا خواهش دل هر چه کمتر شادی جان بیشتر تا دلی بی آرزو باشد چه غم باشد مرا در…
-
مکتب عشق
مکتب عشق هر شب فزاید تاب وتب من وای از شب من وای از شب من یا من رسانم لب بر لب او یا او رساند جان بر لب من استاد عشقم بنشین و بر خوان درس محبت در مکتب من رسم دو رنگی آیین ما نیست یکرنگ باشد روز و شب من گفتم رهی…