دسته: حافظ
-
هزار جهد بکردم که يار من باشی
غزل ۴۵۷ هزار جهد بکردم که يار من باشی مرادبخش دل بیقرار من باشی چراغ ديده شب زنده دار من گردی انيس خاطر اميدوار من باشی چو خسروان ملاحت به بندگان نازند تو در ميانه خداوندگار من باشی از آن عقيق که خونين دلم ز عشوه او اگر کنم گلهای غمگسار…
-
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
غزل ۴۵۸ ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقيران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل ليلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون…
-
زين خوش رقم که بر گل رخسار میکشی
غزل ۴۵۹ زين خوش رقم که بر گل رخسار میکشی خط بر صحيفه گل و گلزار میکشی اشک حرم نشين نهانخانه مرا زان سوی هفت پرده به بازار میکشی کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف هر دم به قيد سلسله در کار میکشی هر دم به ياد آن…