دسته: حافظ
-
چه مستيست ندانم که رو به ما آورد
غزل ۱۴۵ چه مستيست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و اين باده از کجا آورد تو نيز باده به چنگ آر و راه صحرا گير که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد دلا چو غنچه شکايت ز کار بسته مکن که باد صبح نسيم گره گشا آورد…
-
به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
غزل ۱۴۴ به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد که خاک ميکده کحل بصر توانی کرد مباش بی می و مطرب که زير طاق سپهر بدين ترانه غم از دل به در توانی کرد گل مراد تو آن گه نقاب بگشايد که خدمتش چو نسيم سحر توانی کرد گدايی…
-
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
غزل ۱۴۳ سالها دل طلب جام جم از ما میکرد وان چه خود داشت ز بيگانه تمنا میکرد گوهری کز صدف کون و مکان بيرون است طلب از گمشدگان لب دريا میکرد مشکل خويش بر پير مغان بردم دوش کو به تاييد نظر حل معما میکرد ديدمش خرم و خندان قدح…