دسته: حافظ
-
دل من در هوای روی فرخ
غزل ۹۹ دل من در هوای روی فرخ بود آشفته همچون موی فرخ بجز هندوی زلفش هيچ کس نيست که برخوردار شد از روی فرخ سياهی نيکبخت است آن که دايم بود همراز و هم زانوی فرخ شود چون بيد لرزان سرو آزاد اگر بيند قد دلجوی فرخ بده ساقی شراب…
-
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
غزل ۹۸ اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح سواد زلف سياه تو جاعل الظلمات بياض روی چو ماه تو فالق الاصباح ز چين زلف کمندت کسی نيافت خلاص از آن کمانچه ابرو و تير چشم نجاح ز ديدهام شده يک چشمه…
-
زان يار دلنوازم شکريست با شکايت
غزل ۹۴ زان يار دلنوازم شکريست با شکايت گر نکته دان عشقی بشنو تو اين حکايت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم يا رب مباد کس را مخدوم بی عنايت رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس گويی ولی شناسان رفتند از اين ولايت در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کان…